۴ نکته در هدفگذاری پرقدرت

در راستای این مطلب کارگاه آموزشی هدفگذاری برگزار می شود.

مهمترین مزیت هدفگذاری، دستیابی به هدف نیست. درواقع کاری که انجام می‌دهید و شخصی که می‌شوید تا به اهداف خود برسید، مزیت واقعی هدفگذاری است.هدفگذاری قدرتمند است، چون تمرکز می‌آورد؛ رویاهای ما را شکل می‌دهد؛ به ما این امکان را می‌دهد تا روی اقدامات دقیقی که برای رسیدن به همه چیزهایی که در زندگی آرزو داریم باید انجام دهیم تمرکز کنیم.اهداف به این دلیل عالی هستند، چون باعث می‌شوند طوری رشد کنیم و بزرگ شویم که قبلا هرگز تجربه‌اش نکرده‌ایم. برای رسیدن به اهداف‌مان باید بهتر شویم.

زندگی به گونه‌ای طراحی شده است که ما به بلندمدت نگاه، اما کوتاه‌مدت زندگی می‌کنیم. ما برای آینده آرزو می‌کنیم، اما در زمان حال زندگی می‌کنیم. متاسفانه، زمان حال می‌تواند موانع زیادی ایجاد کند. اما هدفگذاری، چشم‌انداز بلندمدت در زندگی‌مان فراهم می‌کند. همه ما به اهداف قدرتمند و بلندمدت نیاز داریم تا بتوانیم از سد موانع کوتاه‌مدت فراتر برویم. خوشبختانه، هر چقدر اهداف‌مان پر قدرت‌تر باشند، بیشتر می‌توانیم در راستای آنها عمل کنیم و بیشتر می‌توانیم مطمئن شویم که به آنها دست پیدا می‌کنیم.

جنبه‌های کلیدی که هنگام نوشتن اهداف‌مان باید به خاطر داشته باشیم چیست؟ در اینجا نگاهی دقیق‌تر به هدفگذاری و نحوه‌ی نیرومندتر کردن و عملی کردن هدف‌هایمان می‌اندازیم:

۱. ارزیابی و انعکاس

تنها راهی که بتوانیم به طور منطقی تصمیم بگیریم در آینده چه می‌خواهیم و چگونه می‌توانیم به آن برسیم این است که بدانیم اکنون کجا هستیم و میزان رضایت فعلی ما در حال حاضر چیست. بنابراین در ابتدا، زمان بگذارید و در مورد وضعیت فعلی‌تان فکر کنید و بنویسید؛ سپس به هر نقطه کلیدی که رسیدید بپرسید: آیا این درست است؟

ارزیابی، مثل یک تیر و دو نشان است. اولا، به شما یک روش عینی می دهد تا دستاوردهای خود را بررسی و رویایتان در مورد زندگی را پیگیری کنید. ثانیا، به شما نشان می‌دهد که الان کجا هستید، بنابراین می‌توانید مشخص کنید که در آینده کجا باید بروید. ارزیابی، پایه‌ای برای کار کردن به شما می‌دهد.

۲. رویاها و اهداف خود را تعریف کنید

یکی از موهبت‌های شگفت‌انگیزی که به انسانها اعطا شده است، میل به رویابافی برای داشتن یک زندگی بهتر و توانایی تعیین هدف برای رسیدن به آن رویاهاست. ما این توانایی را داریم که با رجوع به اعماق قلب خود، رویای یک زندگی بهتر را برای خود و خانواده‌مان در سر بپروارنیم. ما می‌توانیم رویای یک زندگی مالی، عاطفی، معنوی و فیزیکی بهتر را داشته باشیم. ما همچنین این قابلیت را داریم که نه تنها رویا ببافیم، بلکه آن رویاها را دنبال نیز بکنیم؛ و نه فقط آنها را دنبال می‌کنیم، بلکه توانایی شناختی برای برنامه‌ریزی و استراتژی به منظور دستیابی به آن رویاها را نیز فراهم می‌کنیم. به این می‌گویند قدرت!

رویاها و اهداف شما چیست؟ رویاها و اهداف چیزی که قبلا انجام داده‌اید و یا الان دارید نیستند، بلکه چیزی هستند که می‌خواهید.

زمانی را صرف کنید که آرام باشید. چیزی که در این دنیای پر مشغله اصلا نداریم. ما همیشه عجله داریم و اطراف‌مان دائما پر از سر و صداست. قلب انسان نیاز به آرامش دارد تا به درک عمیق برسد. قلب ما در آرامش، رها می‌شود و می‌تواند بال‌های رویاپردازی خود را به پرواز درآورد.

چه چیزی واقعا شما را هیجان‌زده می‌کند. وقتی آرام هستید، در مورد چیزهایی که واقعا هیجان‌زده‌تان می‌کنند فکر کنید. دوست دارید چه کاری را انجام دهید، چه برای سرگرمی، چه برای کسب درآمد؟ دوست دارید چه درستاوردهایی داشته باشید؟ اگر مطمئن بودید موفق می‌شوید، چه چیزی را امتحان می‌کردید؟

همه رویاهای خود را بنویسید. حتی آنهایی که فکر می‌کنید احمقانه و مسخره هستند.
حالا، این رویاها را اولویت‌بندی کنید. کدام مهم‌تر هستند؟ کدام یک بیشتر امکان‌پذیر است؟ کدام یک را با تمام وجود دوست دارید انجام دهید؟ آنها را طوری اولیت‌بندی کنید که در واقع می‌خواهید به آنها برسید. فراموش نکنید که جهت اصلی ما عمل کردن است، نه صرفا رویابافی.

۳. اهداف‌تان باید موارد زیر را داشته باشند

هدف‌های شما باید مشخص، سنجش‌پذیر، قابل‌دستیابی، واقع‌بینانه و حساس به زمان باشند.

مشخص:

در هدفگذاری نباید هیچ جایی برای شک و شبهه باقی بماند، هدف‌ها نباید مبهم باشند. اهداف مبهم، به نتایج مبهم می‌رسند. اهداف ناکامل، آینده‌‌ی ناکامل ایجاد می‌کنند.

سنجش‌پذیر:

همیشه هدف‌های سنجش‌پذیر تعیین کنید. البته باید گفت: « مشخصا سنجش‌پذیر»، تا دوباره بر اصل مشخص بودن که در بالا ذکر شد تاکید کرد.

قابل‌دستیابی:

یکی از مضرترین کارهایی که اکثر مردم انجام می‌دهند – البته با نیت خوب ، این است که اهدافی بسیار بزرگ و غیر قابل دستیابی برای خود تعیین می‌کنند.

واقع‌بینانه:

کلمه واقع‌بینانه، از “واقعی” می‌آید. هدف باید چیزی باشد که ما بتوانیم در زندگی‌مان به آن “واقعیت” ببخشیم. بعضی اهدافی واقع‌بینانه نیستند. درواقع هدف، هر چقدر هم که بزرگ باشد، باید کاملا واقع‌بینانه باشد – چیزی که شما بتوانید انجامش دهید. شاید لازم باشد برای رسیدن به هدف‌تان، x، y و z اتفاق بیفتد، اما باز هم هدف‌تان باید چیزی باشد که با اتفاق افتادن‌ آنها، انجام شود. منظور این نیست که بگوییم هدف‌تان نباید بزرگ باشد، بلکه باید واقع‌بینانه باشد.

زمان:

هر هدفی باید یک چارچوب زمانی داشته باشد. یکی از قدرتمند‌ترین جنبه‌های یک هدف عالی این است که پایان دارد، زمانی که می‌دانید آن هدف تا آن موقع باید انجام شده باشد. با گذشت زمان، بر روی آن کار می‌کنید چون نمی‌خواهید عقب بمانید و به سختی کار می‌کنید چون می خواهید تا موعد مققر کار را انجام داده باشید. شاید حتی لازم باشد یک هدف بزرگ را به بخش‌ها و زمان‌بندی‌های مختلف تقسیم کنید. اهداف کوچک‌تر تعیین کنید و در مدت زمانی که برای هرکدام مشخص کرده‌اید کار کنید.

۴. مسئول باشید

شما باید در مورد اهداف‌تان مسئول باشید، تا اگر کسی در مورد اهداف شما اطلاع داشت، بتوانید با مسئولیت‌پذیری تمام و به راحتی اعلام کنید که تا کجا پیش رفته‌اید. شما در حال رسیدن به این هدف هستید باشید. مسئولیت‌ بودن در قبال اهداف، به آنها مرجعیت می‌بخشد. اگر کسی از اهداف شما خبر نداشته باشد، آیا واقعا با قدرت برای رسیدن به آنها تلاش می‌کنید؟ در اکثر موارد نه. گاهی اوقات یک هدف، خودش به تنهایی قدرتمند نیست و لازم است یک یا چند نفر از آن اطلاع داشته باشند تا مسئولیت بیشتری در قبال رسیدن به آن بپذیریم.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.