چطور هرچیزی را براحتی بفروشم؟

این مقاله فروش را بخوانید و یک هدیه ارزشمند بگیرید

 

درادامه این مقاله یک سؤال درخصوص فروش پرسیده شده است،

جواب آنرا بنویسید و فارغ از درست یا غلط بودن جواب بدون قرعه کشی برنده جایزه ۱۰۰درصد تخفیف محصول فوق العاده زبان بدن به ارزش ۱،۹۹۰،۰۰۰ ریال شوید

 

قبلاً در خصوص اهمیت فروش صحبت کرده ایم و گفتیم که کشورهای موفق آنهایی هستند که سازمانهای موفقی دارند و

سازمانهای موفق آنهایی هستند که فروش موفقی دارند.

برای اینکه بتوانیم فروش خوبی دارشته باشیم و هرچیزی را براحتی بفروشیم باید بدانیم که فروش مثل یک پازل است. چرا پازل ؟

فروش مثل یک پازل است

چون اگر یک تکه از پازل را بدرستی سر جای خودش قرار ندهیم آن پازل تکمیل نمی شد ، فروش هم همین گونه است.

اگر مراحل فروش را بدرستی طی نکنیم ، شاید بتوانیم محصولمان را بفروشیم اما قطعاً به هدف نهایی فروش دست پیدا نمیکنیم ؟

 

آیا شما می دانید هدف نهایی فروش چیست؟

جوابتان را برای ما زیر همین مقاله بنویسید و  بدون قرعه کشی برنده جایزه ۱۰۰درصد تخفیف محصول فوق العاده زبان بدن به ارزش ۱،۹۹۰،۰۰۰ ریال شوید

 

اولین تکه پازل فروش

تکه اول پازل فروش چیزی است بنام ذهنیت.

ذهنیت منِ فروشنده یا منِ صاحب کار و کسب.

به جرأت می توان گفت که شاه کلید موفقیت نه تنها در فروش که در هر کاری این است که بتوانیم ذهنیت درست و مثبتی داشته باشیم.

ذهنیت یک صاحب کار و کسب و یک فروشنده نسبت به خودش، محصولش، شرکت وسازمانش، بازار و رقبایش و مشتری هایش بسیار مهم است.

آیا منِ فروشنده خودم را ارزشمند و لایق می دانم؟

آیا ذهنیت مثبتی از خودم دارم؟ یا نه ،خودم را بی عرضه، نا توان، ترسو و بی ارزش می دانم.

محصول و یا خدمتی را که می فروشم چقدر خوب و ارزشمند می دانم؟

آیا ایمان دارم که چیزی که میفروشم میتواند گره ای از گره مشتری من باز کند؟

آیا واقعاً بدرد مشتری من میخورد؟

آیا سازمان و شرکت من شرکت ارزشمندی است؟

بازاری که در آن رقابت میکنم چطور؟

و ذهنیت من فروشنده نسبت به مشتری هایم،

آیا ذهنیت من نسبت به مشتری هایم مثبت است یا منفی؟

آیا واقعا مشتری هایم را دوست دارم یا فقط بخاطر اینکه میخواهم چیزی به آنها بفروشم و از آنها پول بگیرم به آنها احترام میگذارم؟

 

باور کنید همین یک نکته میتواند شما را به سرعت به سمت موفقیت پیش ببرد

چرا که اگر احترام من به مشتری واقعی و صادقانه باشد ، و مشتری را صمیمانه دوست داشته باشم این حس من به آنها منتقل میشود و آنها خیلی سریعتر و راحت تر به من اعتماد میکنند و همین حس را نسبت به من پیدا خواهند کرد.

دومین تکه پازل فروش

دومین تکه از پازل فروش شناخت نام دارد.

شناخت از خودم، محصول و خدماتم، شرکتم و سازمانم، بازار و رقبای من و مشتریهایم.

من چقدر نسبت به خودم شناخت دارم؟

نقاط قوت و ضعف خودم را چقدر میشناسم؟

هرچقدر خودم را بیشتر بشناسم فرصت ها و تهدیدها را راحت تر شناسایی میکنم .

شناخت از محصول هم بسیار مهم است،

من فروشنده باید تمامی اطلاعات فنی را از محصول و خدماتی که میفروشم داشته باشم

در غیر اینصورت نمیتوانم بهترین پیشنهاد را به مشتری هایم بدهم و هرچیزی را به مشتری نفروشم،

چرا که اگر چیزی را به مشتری بفروشم که نیاز او نباشد مهمترین هدف فروش که جلب رضایت مشتری است را فراموش کرده ام و به آن نمی رسم.

همچنین باید شناخت کافی از سازمان و شرکتم داشته باشم تا وعده اشتباه به مشتری ندهم،

برای مثال من باید بدانم شرکتی که محصول آن را میفروشم در چه زمانی محصول را ارسال میکند و در زمان معین به مشتری قول تحویل جنس بدهم.

شناخت از بازار و رقبا هم بسیار بسیار مهم و حیاتی است.

باید بدانم که در بازاری که من در آن فعالیت میکنم چه محصولات و خدماتی مشابه محصولات و خدمات من وجود دارد،

شباهت آنها نسبت به محصولات من چیست؟

چه تفاوتهایی دارند؟

محصولات من چه مزیت هایی نسبت به آنها دارند؟

اصلاً چرا باید مردم از رقبای من نخرند و از من بخرند؟

این یکی از بزرگترین و اساسی ترین سؤالهایی است که هر فروشنده و مدیر کار و کسبی باید به آن پاسخ بدهد.

و در نهایت شناخت از مشتریها هم بسیار مهم است،

مشتری های من که هستند؟

چه خصوصیاتی دارند؟

در چه جایگاه اجتماعی هستند؟

بیشتر متأهل هستند یا مجرد؟

زن هستند یا مرد؟ در چه رده سنی هستند؟

چه نیازهایی دارند؟

چه دغدغه هایی دارند؟

و …

 

نکته کلیدی

در این بخش از مقاله  میخواهم یکی از اساسی ترین خصوصیات انسانها را به شما بگویم که شناخت شما از این خصوصیت میتواند شما را به پرسودترین و پرفروش ترین فروشنده ها تبدیل کند.

نکته طلایی این است : انسانها ۹۵ درصد تصمیماتشان را در ناخودآگاهشان میگیرند

یعنی مشتری ابتدا بدون اینکه آگاه باشد در ناخودآگاه خود تصمیم گرفته که چه چیزی بخرد و از چه کسی بخرد ، سپس تصمیمش را با منطق توجیه میکند.

اگر بتوانید این جمله را درک کنیم پاسخ بسیاری از سؤالاتمان را میگیریم ،

مثلاً  چرا با وجود اینکه محصول من ارزانتر است اما مشتری از همسایه من خرید میکند؟

چرا با وجود اینکه محصول من کیفیت بالایی دارد مشتری ها از رقیب من خرید میکنند؟

چرا سطح رضایتمندی مشتری ها از رقبای من بالاست؟

من چطور میتوانم مشتری های خودم را بیشتر کنم و سطح رضایتمندی انها را بالا ببرم؟

چکار کنم که مشتری ها به محض نیاز به محصولات یا خدمات من ، اولین گزینه ای که به ذهنشان می آید من باشم؟

پاسخ فقط یک جمله است، به ناخوداگاه مشتری نفوذ کن

برای دریافت هدیه ویژه (تخفیف ۱۰۰درصدی فیلم کارگاه زبان بدن) فرم زیر را تکمیل کنید


دوست عزیز و ارزشمند، پیشنهاد میکنم از طریق صفحات اینستاگرام زیر ما را دنبال کنید تا از مطالب آموزشی ما استفاده کنید.

گروه مشاوره و آموزش کار و کسب سازان

2 نظرات
  1. امین سیلانی زاده می گوید

    سلام
    قطعا هدف فروش جلب رضایت مشتری است

    1. گروه آموزشی سازان می گوید

      درود بر شما دوست عزیز. ممنونم از پاسخ هوشمندانه شما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.